جنگ شـيميايي عـراق برضد ايـران قسمت سوم







در عمليات فاو ( بهمن و اسفند 1364 ) گاز عصبي سارين ، به شكل بي سابقه اي توسط عراق مصرف شد و سپس تا خاتمه ي جنگ به عنوان يكي از موثرترين گازهاي ناپايدار جنگي ، موقعيت خود را حفظ كرد . در اين مرحله از جنگ شيميايي كه هم زمان با عمليات فاو آغاز شد ، اگر چه گاز اعصاب و خصوصاً سارين به عنوان اصلي ترين سلاح شيميايي مورد استفاده قرار گرفت ، اما حملات گاز خردل نيز به دفعات توسط هواپيما و توپخانه انجام گرفت . در 6 و 11 بهمن ماه 1364 كه عراق حملات شيميايي معدودي در خاك ايران انجام داد ، مقامات كشورمان ضمن اطلاع به سازمان ملل اعلام كردند :« در صورت بي تفاوتي سازمان ملل و ديگر مجامع بين المللي در مورد عدم كنترل عراقي ها ، بايد نگران حملات بزرگ شيميايي عراق و مصدومين فراوان آينده باشيم ! » بمباران هاي پراكنده ي شيميايي نشان مي داد كه اين حملات نوعي آزمون براي اجراي دقيق ترحملات شيميايي وسيع در آينده است . شروع عمليات فاو در تاريخ 20/11/64 ساعت 22:10 عمليات بزرگ فاو (والفجر 8) آغاز شد . پس از گذشت 3 روز طاقت فرسا و استقرار نيروها در منطقه ي فاو ، پاتك هاي سنگين عراق نيز شروع شد كه در آن عراقي ها از امكانات متنوعي از جمله تسليحات شيميايي استفاده نمودند . فاو منطقه اي نيمه باتلاقي ، پر از گياهان و نيزارهاي بلند و نخلستان هايي خصوصاً در حاشيه هاي مجاور آب است . با توجه به محدود بودن منطقه و امكان پايداري بيش تر عوامل شيميايي احتمال داده مي شد كه حملات شيميايي در اين منطقه انجام گيرد . در روزهاي اول عمليات ، به دليل بارندگي هاي شديد و پي درپي و هواي ابري ، پرواز هواپيماهاي عراقي به ندرت صورت مي گرفت ، اما سرانجام در روز چهارشنبه ، 23 بهمن ماه 1364 ، حملات شيميايي عراق با گازهاي اعصاب و مقدار كم تري با خردل و سيانيد به صورت بمباران هوايي آغاز شد و سپس توپخانه ي عراق نيز در حملات شيميايي فعال شد . مهم ترين بمباران ها حدود ساعت 5 بعد از ظهر انجام شد كه يكي از طولاني ترين بمباران هاي شيميايي در تاريخ جنگ بود . حدود 32 فروند هواپيما به صورت گروه هاي كوچك و هماهنگ منطقه را به مدت يك ساعت بمباران شيميايي كردند . پس از گذشت مدت كوتاهي ، غلظت سموم شيميايي و خصوصاً گازهاي اعصاب در منطقه بالا رفت . بعضي از رزمندگان به دليل نزديكي به محل بمباران ، توسط تركش بمب هاي شيميايي و همچنين بمب هاي عادي زخمي شدند و از اين راه سموم وارد بدن شان شده بود . در زمان حمله ي شيميايي نسيم ملايمي مي وزيد كه با توجه به پوشش گياهي مناطق بمباران شده ، پايداري عوامل شيميايي افزايش يافته بود . گلوله باران هاي شيميايي با توپ خردل در روزهاي بعد نيز باعث تداوم آلودگي محيط شد . عراقي ها علاوه بر هواپيما در مواردي نيز از بالگرد جهت پرتاب سلاح شيميايي استفاده كردند . چند مورد اسپري گازهاي شيميايي از هواپيما در مناطق اطراف اروندرود مشاهده شد كه احتمالاً از نوع عوامل اعصاب يا سيانيد بوده است . در صبح و بعد از ظهر روز بعد ، يعني 24 بهمن ماه علاوه برفاو منطقه ي آبادان نيز هدف دو حمله ي سنگين شيميايي قرار گرفت كه طي آن 20 نفر به شهادت رسيدند . تعداد مصدومين شيميايي عمليات فاو كه در روز اول 2500 نفر اعلام شده بود طي دو روز بعد ( با توجه به پايداري گاز خردل ) تا 8500 نفر افزايش يافت . تعداد زيادي از مصدومين شيميايي به اورژانس شيميايي حضرت فاطمه (س) در نزديكي بيمارستان صحرايي منتقل شدند . تلاش شبانه روزي پرسنل اورژانس منجر به آلودگي خفيف و متوسط آنان در اثر تماس با مصدومين شد كه غالباً با درمان كلاسيك گاز اعصاب ، بهبودي يافتند . سيستم ويژه ي درمان مصدومين شيميايي در عمليات فاو با حدود 11 اورژانس صحرايي ، يك اورژانس مركزي و تعدادي سالن بزرگ نقاهتگاهي در منطقه ي جنوب در حدود 3 ماه به شدت فعال بود . هماهنگي اورژانس هاي خط مقدم و بيمارستان هاي پشت جبهه به قدري چشم گير بود كه مورد تحسين متخصصين تيم سازمان ملل متحد قرار گرفت . آن ها طي گزارش مورخ 12 مارس 1986 كه پس از بازديد از مناطق جنگي جنوب ايران منتشر نمودند چنين نوشتند : «...كوشش هاي زيادي جهت رسيدگي به وضعيت مصدومين شيميايي به عمل آمده بود . درمان هاي انجام گرفته كاملاً صحيح و مناسب بودند . كيفيت كار مسؤولين و درمان اين مصدومين بسيار بالا بود و مجروحين با حداكثر دل سوزي و مواظبت مورد معالجه قرار مي گرفتند ، همچنين اسراي مصدوم عراقي نيز با حداكثر مراقبت و احترام درمان مي شدند ... » در روزهاي بعد تا آخر بهمن و نيز هفته ي اول اسفند حملات شيميايي همچنان ادامه يافت . مسؤولين كشورمان طي نامه هاي متعددي شوراي امنيت سازمان ملل را در جريان جزييات حملات عراق گذاشته و درخواست اعزام تيم كارشناسي جهت بررسي حادثه نمودند . بمباران بيمارستان صحرايي بيمارستان صحرايي حضرت فاطمه (س) ، در چوئيبده در نزديكي رودخانه ي بهمن شير ساخته شده بود كه نقش حياتي در درمان مجروحين عادي و شيميايي عمليات فاو ايفا مي نمود . در تاريخ 26/11/64 اطراف اين بيمارستان در 6-5 نقطه ، بمباران شد . به فاصله ي كم تر از يك دقيقه هواپيماها مجدداً ظاهر شدند و اقدام به بمباران شيميايي كردند . به طوري كه يكي از بمب ها در مجاور خاكريز بيمارستان افتاد . جهت جريان باد كه با بمب هاي دودزا بررسي و شناسايي شده بود ، خلبان را راهنمايي كرد تا بمب شيميايي را در محلي پرتاب كند كه جريان باد ، گازهاي آن را به سمت هدف ، يعني بيمارستان صحرايي ببرد . در اين بمباران از بلند گوي بيمارستان خطر حمله ي شيميايي اعلام شد و همه ماسك زدند . باوجود حركت ابر شيميايي به سمت بيمارستان ، خوش بختانه در اين مرحله كسي آسيبي نديد .
چهار روز بعد يعني ، در سي ام بهمن ماه 64 بمب هاي انفجاري بسيار قوي ، توسط دو فروند هواپيما در منطقه ي فاو منفجر شد . تعدادي از بمب ها به تاسيسات ، وسايل نقليه و مجاور برخي سنگرها خورد . يكي از بمب ها مقابل مسجد اصابت كرد و بمب ديگر روي بيمارستان صحرايي منفجر شد . در آن زمان حدود 100 نفر پرسنل و مجروح در اورژانس بودند، تعداد زيادي از استادان بي هوشي و جراحي و دست ياران دانشگاهي نيز مشغول كار بودند . رعايت اصول مهندسي در ساخت بيمارستان صحرايي از يك فاجعه ي حتمي جلوگيري نمود . وجود صفحات بتوني سقف بيمارستان ، باعث انفجار زودتر بمب شد . هم چنين ضخامت بيش از يك و نيم متر و ماسه بادي در زير آن صفحات ، باعث انتقال نيروي عظيم انفجار در جهات موازي با سطح گرديد و از شدت نيرو در جهت عمود برسطح تا حد زيادي كاسته شد .

 


۲۴/۰۱/۱۳۸۹

نظرات شما
نام و نام خانوادگي :    
ايميل :
نظر شما :
توجه نماييد : نظرات شما پس از تاييد مدير سايت نمايش داده خواهد شد
 
وضعيت نظر جديد : ---